عبد الله احمديه

63

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

2 - هرچند خرابى و موانعى در مراكز عصبى يا در رشته‌هاى اعصاب نباشد معهذا برخى از اندام‌ها به علت « گرمى » ، « سردى » ، « ترى » و « خشكى » از حالت اعتدال خارج شده و نمىتوانند فرامين را به مورد اجرا گذارند به‌طورى كه در تب‌هاى حار چون تب دق كه حرارت به‌طور پيوسته بر اندام‌ها مستولى مىشود حس و حركت باطل مىگردد . طبيعت سرد و تر ، بازدارنده است زيرا سردى ضد طبيعت روح بوده توان روحى را مختل كرده و مانع فرود آمدن نيرو به اعصاب و عضلات مىگردد . هرگاه عضوى را چنان ببندند كه منافذ عصبى يعنى راه رسيدن نيرو بسته شود آن عضو بدون علت خاصى بىحس خواهد گرديد . البته اين سده عارضى است و هرگاه بند را بگشايند سده زايل خواهد شد . 4 - هرگاه رطوبت غليظ و لزج در عصب‌ها افتد منافذ در اثر وجود رطوبت بسته مىگردند . 5 - هرگاه در عضوى آماسى پديد آيد ، ماده آماس موجب سلب منافذ نيرو خواهد گرديد . 6 - چنانچه زخمى بر اصل عصبى ايجاد شود به موجب آن منافذ كوفته و فشرده شده و راه نيرورسانى بسته خواهد گرديد . 7 - چنانچه مهره‌اى از مهره‌هاى گردن يا از مهره‌هاى پشت از جاى خود بلغزد و عصبى كه از نخاع رسته است در آن مهره فشرده شود قوه حساسه مسدود خواهد شد . اگر عصبى چون رشته سيم از پهنا بريده شود رابطه قطع مىگردد ولى اگر از درازا بريده شود نيروى حس و حركت به كلى قطع نخواهد شد . بيمارىهاى نخاعى و اعصابى كه از نخاع سر رشته مىگيرند موجب استرخاء مىگردند بروز عارضه فلج ، رعشه و تشنج ناشى از سده مىباشد . هرگاه سده به‌طور كامل در بطون دماغ باشد سكته و اگر به‌طور ناقص باشد صرع عارض خواهد شد . چنانچه سده در يك سمت مغز باشد يك سمت بدن از سر تا پا بىحس و حركت خواهد گرديد .